السيد موسى الشبيري الزنجاني
2548
كتاب النكاح ( فارسى )
روايت با فرض خروج جاريه از ملكيت رجل ( ثم بيعها ) ، از حليت نكاح دختر جاريه پرسش كرده كه اطلاق آن نسبت به دخترى كه پس از خروج از مكيت به دنيا آمده بسيار روشن است ، و چون اين مورد را نظير آيه دانسته ، معلوم مىگردد كه مفاد آيه هم كه در مورد دختر زن ( و نه دختر كنيز ) مىباشد اعم از دخترى است كه پس از زوال زوجيت به دنيا آمده باشد . د - بررسى روايت على بن مهزيار متن روايت : محمّد بن يعقوب عن على بن محمّد عن صالح بن ابى حماد عن على بن مهزيار روى « 1 » عن ابى جعفر عليه السلام قال : قبل له ان رجلًا تزوج بحارية صغيرة فارضعتها امرأته ثم ارضعتها امرأة له اخرى فقال ابن شبرمه ، حرمت عليه الجارية و امرأتاه ؟ فقال أبو جعفر عليه السلام اخطا ابن شبرمه ، تحرم عليه الجارية و امرأته التى ارضعتها اولًا فاما الاخيرة فلم تحرم عليه كانها ارضعت ابنته . « 2 » شيخ طوسى در نهايه و ظاهراً در مبسوط و بعضى ديگر بر اساس اين روايت حكم به عدم حرمت نمودهاند ولى مشهور به آن عمل نكرده فتوى به حرمت دادهاند . علامه در مختلف پس از نقل استدلال شيخ به اين روايت ، به خاطر ضعف سندش به آن عمل نكرده و به صحيحهء محمّد بن مسلم تمسك مىكند . سند اين روايت از دو جهت مورد بحث واقع شده است يكى از جهت وثاقت صالح بن ابى حماد و ديگرى از جهت سند يا مرسل بودن آن 1 ) بررسى وثاقت صالح بن ابى حماد نجاشى درباره او مىگويد : كان امره ملتبساً يعرف دينكم « 3 » ، ولى كشى درباره او به
--> ( 1 ) كافى و تهذيب در سند روايت بعد از على بن مهزيار روى عن ابى جعفر همان گونه كه ما نقل كردهايم تعبير مىكند ، ولى صاحب وسائل بدون كلمه " روى " نقل نموده : على بن مهزيار و عن ابى جعفر عليه السلام ( 2 ) وسائل ابواب ما يحرم بالرضاع باب 14 ج 1 ( 3 ) رجال نجاشى رقم 526 با سند موثق از زراره از ابى عبد الله عليه السلام وارد شده ، بتعبير مصححه عبيد بن زرارة : " هى مثل قول الله " و تعبير موثق زرارة " هى كما قال الله " مىباشد كه البته دلالت اين دو روايت بر محل بحث ما روشن نيست .